الوقت - جنگ آمریکا علیه ایران در حالی ادامه دارد که ابعاد حملات علیه شهروندان، بیش از گذشته در کانون توجه نهادهای بینالمللی قرار گرفته است. گزارش تازه کمیته حقیقتیاب مستقل سازمان ملل درباره ایران، یکی از مهمترین اسناد منتشرشده درباره عملکرد نظامی و غیرقانونی آمریکا در این جنگ است؛ گزارشی که اعلام میکند «دلایل معقولی» برای این نتیجه وجود دارد که آمریکا در دو حمله به یک مدرسه و یک مجموعه ورزشی در ایران مرتکب جنایت جنگی شده است.
خبرگزاری آمریکایی بلومبرگ هم گزارش داده است مقاماتی که در تحقیقات داخلی پنتاگون مشارکت داشتهاند، گفتهاند برخی کارکنان وزارت جنگ آمریکا در همان ساعات اولیه حمله متوجه شده بودند که حمله به مدرسه میناب توسط نیروهای آمریکایی انجام شده است. این گزارش همچنین میگوید حمله نتیجه یک تصمیم منفرد نبوده، بلکه حاصل زنجیرهای از تصمیمها، خطاها و فرصتهای از دسترفته بوده است که میتوانست از وقوع فاجعه جلوگیری کند.
اذعان سازمان ملل به جنایت جنگی آمریکا
کمیته حقیقتیاب مستقل بینالمللی سازمان ملل درباره ایران در گزارش جدید خود اعلام کرده است که «دلایل معقولی» وجود دارد که آمریکا مسئول دو حمله نظامی در ۲۸ فوریه ۲۰۲۶ در جنوب ایران بوده و این حملات مصداق جنایت جنگی بودهاند. دو مورد بررسیشده، حمله به مدرسه ابتدایی شجره طیبه در میناب و حمله به یک مجموعه ورزشی در لامرد است. بر اساس گزارش رویترز، مجموع این دو حمله دستکم ۱۷۸ غیرنظامی را به کام مرگ کشانده است.
در حمله میناب، مدرسه ابتدایی شجره طیبه هدف قرار گرفت. کمیته حقیقتیاب اعلام کرده است که ماهیت غیرنظامی مدرسه از نشانههای قابل مشاهده آن مشخص بوده است؛ از جمله نقاشیهای مربوط به کودکان، تابلوهای مدرسه، فضای بازی و تصاویر ماهوارهای که پیش از حمله، حضور افراد قابل شناسایی بهعنوان کودکان را در حیاط مدرسه نشان میداده است.
بر اساس گزارشهای منتشرشده، بیش از ۱۲۰ کودک در این حمله کشته شدند. کمیته حقیقتیاب اعلام کرده است که آمریکا در شناسایی و تعیین هدف، به اندازه لازم اقدامات احتیاطی برای اطمینان از نظامی بودن هدف انجام نداده است. از نگاه این کمیته، مسئله صرفاً یک خطای عملیاتی ساده نبوده است.
اهمیت این یافته با گزارش بلومبرگ بیشتر میشود. بر اساس گزارشی که خبرگزاری بلومبرگ منتشر کرده، برخی مقامهای حاضر در تحقیقات داخلی پنتاگون گفتهاند کارکنان این وزارتخانه در همان ساعات نخست متوجه شدند حمله میناب توسط آمریکا انجام شده است. بلومبرگ همچنین به نقل از مقامهای درگیر در تحقیقات داخلی پنتاگون گزارش داده که این فاجعه نتیجه یک تصمیم منفرد نبوده، بلکه سلسلهای از تصمیمها، اشتباهات و فرصتهای از دسترفته در آن نقش داشتهاند.
این گزارش، در صورت تأیید جزئیات آن در تحقیقات رسمی، اهمیت ویژهای برای بحث درباره مسئولیت فرماندهی و نحوه تصمیمگیری نظامی خواهد داشت؛ زیرا مسئله فقط این نیست که چه سلاحی شلیک شده، بلکه این پرسش نیز مطرح میشود که چرا این حمله به یک مدرسه ابتدایی انجام شده است؟
مورد دوم جنایت جنگی تائید شده آمریکا در لامرد رخ داده است. کمیته حقیقتیاب سازمان ملل حمله به یک مجموعه ورزشی و مناطق مسکونی اطراف آن را نیز بررسی کرده و گفته است که شواهد موجود با حمله آمریکایی مطابقت دارد. این حمله نیز به کشته شدن غیرنظامیان منجر شد. با این حال، فرماندهی مرکزی آمریکا مسئولیت حمله لامرد را رد کرده است.
اگرچه کمیته حقیقتیاب، دادگاه کیفری نیست و گزارش آن بهخودیخود حکم قضایی علیه افراد یا دولت آمریکا صادر نمیکند، اما یافتههای آن میتواند بهعنوان بخشی از مستندات در تحقیقات و روندهای قضایی آینده مورد استفاده قرار گیرد.
واکنش کاخ سفید؛ رد گزارش سازمان ملل
واشنگتن گزارش سازمان ملل را نپذیرفته است. آنا کلی، سخنگوی کاخ سفید، در واکنش به گزارش کمیته حقیقتیاب سازمان ملل، شورای حقوق بشر سازمان ملل را متهم کرد که طی دهههای گذشته در زمینه حقوق بشر «هیچ کاری انجام نداده» و آنچه را «یاوهگویی غیرجدی» توصیف کرد، مطرح میکند.
کلی همچنین مدعی شد که تنها طرف درگیر جنگ که مرتکب جنایت جنگی شده، «ایران» است و آمریکا را از اتهام مطرحشده در گزارش سازمان ملل مبرا دانست.
وزارت خارجه آمریکا نیز اعلام کرده است که دولت ترامپ برای یافتههای شورای حقوق بشر سازمان ملل اعتبار قائل نیست و مسئولیت حفاظت از غیرنظامیان را بسیار جدی میداند. این وزارتخانه برای پرسشهای مشخص درباره عملیات نظامی آمریکا، خبرنگاران را به وزارت جنگ آمریکا ارجاع داده است.
بنابراین موضع رسمی واشنگتن، رد اعتبار گزارش سازمان ملل است؛ در مقابل، کمیته حقیقتیاب بر اساس شواهدی از جمله تصاویر ماهوارهای، تصاویر ویدئویی، تحلیل تسلیحات و اطلاعات عمومی به این نتیجه رسیده که درباره دو حمله، دلایل معقولی برای وقوع جنایت جنگی وجود دارد.
جنایت جنگی گسترده آمریکا در ایران
علاوه بر جنایات جنگی آمریکا در حمله به مدرسه ابتدایی و یک ورزشگاه در لامرد، گزارشهای مستند دیگری نیز در دست هستند که نشان میدهد فهرست جنایات جنگی آمریکا علیه ایران در جنگ اخیر بسیار بیشتر بوده است.
حمله به مناطق مسکونی تهران و دیگر شهرهای ایران از جمله مصادیق دیگری از جنایات جنگی آمریکا در ایران است. عفو بینالملل نیز درباره برخی حملات به مناطق مسکونی تهران تحقیق کرده و خواستار بررسی مستقل مواردی شده است که به گفته این سازمان میتوانند نقض حقوق بشر و حملات غیرقانونی تلقی شوند.
حملات علیه زیرساختهای غیرنظامی بخش دیگری از مصادیق برجسته جنایت جنگ آمریکا در جنگ علیه ایران است. حمله پل کرج، آب شرین کن قشم، تاسیسات گازی و نفتی در جنوب ایران از جمله در عسلویه و خارک، تاسیسات صنعتی ذوب آهن در اصفهان و... از جمله دیگر مصادیق جنایات جنگی آمریکا در جنگ اخیر است که هرکدام میتواند موضوع یک پرونده حقوقی علیه واشنگتن باشد.
جنایات دامنه دار
در عین حال جنایات جنگی آمریکا در منطقه تنها به ایران محدود نیست، بلکه آمریکاییها سابقه زیادی در ارتکاب جنایت جنگی دارند. در دو دهه گذشته، پروندههای متعددی در عراق، افغانستان، سوریه و یمن درباره حملات آمریکا یا ائتلاف تحت رهبری این کشور مطرح شده است.
در عراق، دیدهبان حقوق بشر در گزارشهای خود درباره جنگ ۲۰۰۳، مواردی از تلفات غیرنظامیان در حملات هوایی و زمینی را بررسی کرد و نسبت به استفاده از برخی مهمات ممنوعه در مناطق شهری هشدار داد. این سازمان همچنین خواستار بررسی مواردی شد که احتمال نقض قوانین جنگ در آنها وجود داشت.
در افغانستان، حمله سال ۲۰۱۵ به بیمارستان سازمان پزشکان بدون مرز در قندوز به یکی از مشهورترین پروندههای تلفات غیرنظامیان در عملیات آمریکا تبدیل شد. حمله هواپیمای AC-130 به این مرکز درمانی دستکم ۴۲ کشته بر جای گذاشت. تحقیقات نظامی آمریکا برخی تخلفات و اشتباهات را شناسایی کرد و سازمانهای حقوق بشری روند پاسخگویی آمریکا را زیر سوال بردند.
در سوریه نیز عملیات ائتلاف تحت رهبری آمریکا علیه داعش، بهویژه نبرد رقه، با گزارشهای متعددی درباره تلفات غیرنظامیان همراه شد. عفو بینالملل در تحقیقات خود درباره نبرد رقه، خواستار بررسی حملات و نحوه استفاده از تسلیحات در مناطق شهری علیه زنان و کودکان شده است.
در یمن نیز حملات پهپادی آمریکا و عملیات ضدتروریسم این کشور سابقه طولانی دارد. سازمانهای حقوق بشری در مواردی درباره حمله به مراسم عروسی، روستاها و اهدافی که احتمال حضور غیرنظامیان در آنها وجود داشته است، تحقیقات و انتقادهایی مطرح کردهاند.
مجموعه این پروندهها نشان میدهد که موضوعاتی مانند خطا در شناسایی اهداف، استفاده از قدرت آتش در مناطق پرجمعیت، اتکا به اطلاعات ناقص و میزان پاسخگویی پس از حملات، بارها در عملیات نظامی آمریکا تکرار شده و واشنگتن با تکرار چنین اظهاراتی تلاش کرده از زیر بار مسئولیت جنایات جنگی خود شانه خالی کند.
اکنون پرونده میناب در شرایط متفاوتی قرار دارد. در این مورد، یک کمیته حقیقتیاب وابسته به سازمان ملل اعلام کرده است که دلایل معقولی برای وقوع جنایت جنگی وجود دارد و همزمان، گزارش رسانهای بلومبرگ از تحقیقات داخلی پنتاگون نیز از آگاهی مقامهای آمریکایی از آمریکایی بودن حمله و وجود زنجیرهای از خطاها و تصمیمهای منتهی به آن سخن میگوید.
در واقع حمله آمریکا به یک مدرسه ابتدایی در میناب میتواند به یکی از مهمترین نمونههای بررسی مسئولیت آمریکا در قبال تلفات غیرنظامیان در جنگ تبدیل شود؛ پروندهای که در آن، مسئله فقط شمار قربانیان نیست، بلکه زنجیرهای دامنه دار از تداوم جنایات جنگی از سوی آمریکا به بهانههای مختلف است.
خروج از شورای حقوق بشر؛ راه فرار از پاسخگویی؟
همزمان با انتشار گزارشها درباره مسئولیت آمریکا در جنایت جنگی در لامرد، گزارشهای دیگری از خروج آمریکا از شورای حقوق بشر سازمان ملل حکایت دارد. سابقه رفتار آمریکا با شورای حقوق بشر سازمان ملل نشان میدهد واشنگتن هرگاه عملکرد این نهاد را مغایر با منافع و سیاستهای خود دانسته، از مشارکت در آن فاصله گرفته است. دولت دونالد ترامپ در ژوئن ۲۰۱۸ آمریکا را از شورای حقوق بشر خارج کرد و مقامهای وقت آمریکا، دلیل این تصمیم را آنچه «سوگیری ضداسرائیلی» و ناکارآمدی شورا میدانستند، عنوان کردند. دولت جو بایدن در فوریه ۲۰۲۱ اعلام کرد که آمریکا دوباره در فعالیتهای شورا مشارکت خواهد کرد و حتی آن را برای دوره ۲۰۲۲ تا ۲۰۲۴ نامزد کرد.
اما این بازگشت نیز پایدار نماند. دونالد ترامپ در فوریه ۲۰۲۵ با یک فرمان اجرایی اعلام کرد آمریکا در شورای حقوق بشر مشارکت نخواهد کرد، برای عضویت در آن نامزد نخواهد شد و بودجهای به این نهاد اختصاص نخواهد داد. دولت آمریکا در توضیح این تصمیم، شورا را متهم کرد که از ناقضان حقوق بشر برای فرار از پاسخگویی استفاده میکند و تأکید کرد که فعالیت آن با منافع آمریکا سازگار نیست.
این سیاست در عمل، تنها به شورای حقوق بشر محدود نماند. در سال ۲۰۲۵، آمریکا از شرکت در بررسی دورهای وضعیت حقوق بشر خود در سازوکار «بازبینی دورهای جهانی» شورای حقوق بشر نیز خودداری کرد؛ موضوعی که رئیس شورا در جلسه رسمی این نهاد به آن اشاره کرد و پس از غیبت هیأت آمریکایی، شورای حقوق بشر جلسهای را درباره «عدم همکاری» این کشور با سازوکار بازبینی برگزار کرد.
این در حالی است که آمریکا از یک سو خود را مدافع حقوق بشر و پاسخگویی بینالمللی معرفی میکند و از سوی دیگر، در مقاطعی که نهادهای بینالمللی درباره عملکرد خود آمریکا تحقیق یا ارزیابی انجام میدهند، از حضور در برخی سازوکارهای آن فاصله میگیرد. منتقدان واشنگتن این رویکرد را نوعی تلاش برای کاهش فشارهای حقوق بشری و محدود کردن سازوکارهای نظارت بینالمللی بر اقدامات آمریکا تفسیر میکنند.
اکنون، انتشار گزارش کمیته حقیقتیاب سازمان ملل درباره دو حمله در ایران و همزمانی آن با موضعگیری تند کاخ سفید علیه شورای حقوق بشر، بار دیگر این پرسش را در مرکز توجه قرار داده است که سازوکارهای بینالمللی چگونه میتوانند درباره عملکرد آمریکا تحقیق و آن را پاسخگو کنند؛ بهویژه زمانی که آمریکا مشارکت خود در همان سازوکارها را متوقف کرده است.
در این چارچوب، پرونده جنگ علیه ایران تنها درباره چند حمله مشخص نیست، بلکه به آزمونی برای اعتبار سازوکارهای بینالمللی پاسخگویی نیز تبدیل شده است؛ زیرا اگر یافتههای نهادهای حقیقتیاب، گزارشهای رسانهای و مستندات حقوق بشری درباره حملات علیه غیرنظامیان در نهایت تأیید شوند، مسئله اصلی دیگر صرفاً شمار قربانیان نخواهد بود، بلکه این پرسش مطرح میشود که چه نهادی باید مسئولیتپذیری عاملان را تضمین کند و آیا قدرتهای بزرگ میتوانند با خروج از سازوکارهای نظارتی، از هزینه سیاسی و حقوقی اقدامات خود بکاهند.
